تمرین ترجمه
دروغ بزرگی که ما به خودمان میگوییم: «من خلاق نیستم.» درست، تو شاید پیکاسوی دیگری در رشتهی خودت نشوی (همین هم از کجا معلوم؟). ولی این مهم نیست. آنچه اهمیت دارد این است که در فرایند کشف کردن، خودت را زود نبازی. موفق نشدن خوب است؛ در واقع لازم است. اما پرهیز از تجربه و ریسک -مخصوصاً از ترس اینکه دیگران چه فکری میکنند- چیزی است که به جای یک تاثیر کوتاهمدت، خِرت را میچسبد. یک شکست در گذشته اتفاق افتاده است. تمام شده است. دیگر وجود ندارد. اما فکر کردن راجعبه اینکه «چه میشود اگر...» یا «چه میشد اگر من آن موقع...» اثاثیهای هستند که تو هر روز با خودت حمل میکنی. آنها سنگین هستند و روح خلاقت را میکُشند. ریسکها را بپذیر و خودت را اذیت نکن. تو فقط یک بار در این کرهی خاکی هستی، آن هم برای یک مدت خیلی کوتاه. چرا استعدادهایت را در معرض آزمایش نگذاری؟ شاید کسی را شگفتزده کنی. از آن مهمتر، شاید خودت را شگفتزده کنی.