عاشورایی
عشق توام كشاند بدين جا، نه كوفيان
من بي نيازم از همه، تو بي نيازتر
2.
گيرم فرات بگذرد از خاك كربلا
باور مكن كه بگذرد از كربلا، فرات
عشق توام كشاند بدين جا، نه كوفيان
من بي نيازم از همه، تو بي نيازتر
2.
گيرم فرات بگذرد از خاك كربلا
باور مكن كه بگذرد از كربلا، فرات
۱. برفیه، بَــــــــــــــــرف...
صفر نهصد و دوازده، صد و هجده...
۲. دلم هوايت را خواهد کرد، همچنان که امروز دلم هوايش را کرد.
۴. ديشب اس ام اس زد:
«هوا بس ناجوانمردانه سرد است،
دمت گرم و سرت خوش باد،
سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای...»
پاسخش گفتم: «سلام عزيز دل...»
و ديگر هيچ.
اينکه پيش تر چه شد را نمي گويم؛ اينجا وبلاگ من است؛ بله، به نفع می گيريم.
هوا دلگير، درها بسته، سر ها در گريبان، دست ها پنهان،
نفس ها ابر، دل ها خسته و غمگين،
درختان اسکلت های بلور آجين،
زمين دل مرده، سقف آسمان کوتاه،
غبار آلوده مهر و ماه،
زمستان است.
پ ن: هيچ دو مطلبی مرتبط نيستند.
خجسته باد نام خداوند، نيکوترين آفريدگاران
که تو را آفريد
از تو در شگفت هم نمي توانم بود
که ديدن بزرگيت را، چشم کوچک من بسنده نيست
مور، چه مي داند که بر ديواره ي اهرام مي گذرد
يا بر خشتي خام
تو، آن بلندترين هرمي که فرعونِ تخيّل مي تواند ساخت
و من، آن کوچکترين مور، که بلنداي تو را در چشم نمي تواند داشت.
...
پيش از تو، هيچ اقيانوس را نمي شناختم
که عمود بر زمين بايستد...
پيش از تو، هيچ خدايي را نديده بودم
که پاي افزاري وصله دار به پا کند،
و مَشکي کهنه بر دوش کشد
و بردگان را برادر باشد.
آه اي خداي نيمه شبهاي کوفه ي تنگ
ای روشن ِ خدا
در شب های پیوسته ی تاریخ
ای روح لیله القدر
حتی اذا مطلع الفجر
...
کدام وام دار تريد؟
دين به تو، يا تو بدان؟
هيچ ديني نيست که وامدار تو نيست.
...
دري که به باغ ِ بينش ما گشوده اي
هزار بار خيبري تر است
مرحبا به بازوان انديشه و کردار تو
...
شعر سپيد من، رو سياه ماند
که در فضاي تو، به بي وزني افتاد
هر چند، کلام از تو وزن مي گيرد
وسعت تو را، چگونه در سخنِ تنگ مايه، گنجانم؟
تو را در کدام نقطه بايد به پايان برد؟
تو را که چون معني نقطه مطلقي
الله اکبر
آيا خدا نيز در تو به شگفتي در نمي نگرد؟
فتبارک الله، تبارک الله
تبارک الله احسنُ الخالقين
خجسته باد نام خداوند
که نيکوترين آفريدگاران است
و نام تو
که نيکوترين آفريدگاني.
علی موسوی گرمارودی