این پرشیایِ سفیدِ استادِ پروژه‌مان شده سفیدیِ ریسمانِ مارگزیده‌ها و سیاهی‌اش هم لابد خریت خودمان است که عوض کار کردن، این چشم وامانده را دوخته‌ایم به ماشین‌های خیابان‌هایی که متر می‌کنیم که تا پرشیای سفیدی از گوشه‌ای سر بر آورد، سرمان را بکنیم توی برف.

بد اوضاعی‌ست.